«دنیای‌اقتصاد» سه مانع مقابل شرکت‌های تولیدکننده موادغذایی را بررسی کرد

سبد ریسک‌های صنعت غذا

شماره روزنامه: ۶۱۷۱ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۱۳۰۹۴۹ خبرهای روزنامه دنیای اقتصاد

دنیای اقتصاد -مریم بابایی : ایران در سیکل شکنندگی امنیت غذا گرفتار خواهد شد اگر سیاست‌‌‌های بهینه و مناسبی را برای واردات و تولید غذا در پیش نگیرد. بر اساس تعاریف جهانی تحقق امنیت غذایی مستلزم افزایش قابلیت کشور در تولید داخلی یا واردات مواد غذایی است. به این معنا که علاوه بر تقویت تولید غذا در داخل، تعاملات بین‌المللی نیز به امنیت غذایی کشور کمک کند. ازآنجا که غذا یکی از مولفه‌‌‌های امنیت ملی است؛ ایران نیازمند داشتن طرحی دقیق از نقاط قوت و ضعف خود در حوزه غذاست تا تنش‌‌‌های امنیتی و منطقه‌‌‌ای، تحولات ژئوپلیتیک و مسائلی نظیر تحریم زمینه‌‌‌ساز بحران امنیت غذا در کشور نشود. از آنجا که کشور شرکای اندکی در بخش تجارت و داد و ستد غذا دارد، موارد بالا می‌تواند به آسیب‌‌‌پذیری کشور در این زمینه منتج شود. کارشناسان در راستای بازطراحی سیاست‌های کشاورزی تاکید دارند اقتصاد غذا در ایران باید به سمتی حرکت کند که تمرکز بر تولید با ارزش‌‌‌افزوده بالا در بخش کشاورزی، مدیریت پایدار منابع آبی و خاکی، افزایش میزان سرمایه‌گذاری و تدوین الگوی کشت متناسب با شرایط منطقه‌‌‌ای محور بخش کشاورزی شود.

سبد ریسک‌های صنعت غذا

Untitled-1 copy

 به عقیده بسیاری از کارشناسان با تشدید تحریم‌‌‌ها، تامین غذا از طریق واردات می‌تواند به تهدیدی جدی برای امنیت غذایی کشور تبدیل شود و بر حلقه تنگ این داستان، گره‌‌‌های بیشتری بزند. بنابراین یک سیاست بهینه در زمینه تولید باید به شکلی باشد که ضمن متنوع‌‌‌سازی مسیرهای واردات مواد غذایی، روی اثر تحولات سیاسی بین‌المللی، و حتی نتایج انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بر امنیت غذای کشور متمرکز بوده و اجازه ندهد محدودیت شرکای تجاری ایران، در آینده اثرات رفاهی منفی روی بخش غذا به جای بگذارد. به عقیده فاطمه پاسبان، اقتصاددان، تداوم جنگ در خاورمیانه امنیت غذایی را تهدید می‌کند و تشدید مناقشات می‌تواند به جهش مداوم قیمت نفت، افزایش هزینه‌‌‌های تولید و حمل‌ونقل برای مواد غذایی و کود مصرفی مزارع منجر شود که همه اینها در نهایت بر امنیت غذایی کشورهای منطقه و جهان تاثیر منفی دارد. از آنجا که در فاصله سه دهه، وابستگی بخش غذا به واردات بیش از ۲۰۰‌درصد افزایش یافته، سیاستگذار باید حتما در سیاست‌‌‌های خود به این نکته مهم توجه کند وگرنه امنیت غذا در دام مثلث شکنندگی گرفتار خواهد شد. بررسی‌‌‌ها حاکی از این است که وابستگی به واردات مواد غذایی در ایران به‌ویژه در حلقه‌‌‌های ابتدایی زنجیره تولید در کنار نوسانات ارز، تکانه‌‌‌های تحریم، تورم فزاینده مواد غذایی، طی دوره‌‌‌های مختلف کاهش مصرف جدی و حذف برخی اقلام غذایی از سفره خانوارها را به‌ویژه در دهک‌‌‌های پایین درآمدی به دنبال داشته است. در این میان نبود راهبردهای میان‌مدت و بلندمدت، کارآیی اندک اقدامات جاری و عدم‌استمرار سیاست‌‌‌های کشاورزی در کنار تشدید وضعیت شکننده امنیت غذایی ضرورت بازنگری در بخش اقتصاد غذا را به عنوان یکی از اولویت‌‌‌های اساسی کشور جدی کرده است.

در فقدان یک سیاست مناسب در حوزه اقتصاد غذا، چالش‌‌‌هایی همچون تغییرات اقلیم، ناپایداری منابع به‌ویژه در بخش آب، پایین بودن بهره‌‌‌وری در کشاورزی، هزینه تمام‌شده بالای تولید، سیاستگذاری‌‌‌های اشتباه، قیمت‌گذاری دستوری، فقر سرمایه‌گذاری، افزایش قیمت و کاهش قدرت خرید طبقات و دهک‌‌‌های پایین درآمدی و فقر تکنولوژی تنها به چالش امنیت غذا بدل خواهد شد. طبق تعریف فائو امنیت غذایی در هر کشور به معنای اطمینان از دسترسی فیزیکی- اقتصادی پایدار همه افراد جامعه به غذای کافی و مغذی و سالم در تمامی اوقات برای داشتن فعالیت و زندگی سالم است. موضوعی که هم‌‌‌اکنون بیش از پیش در خطر قرار گرفته است. نگاهی به آمارهای تجارت غذا در ایران پرده از ابعاد متفاوت خطر امنیت غذا برمی‌دارد.

 روند واردات محصولات کشاورزی

بررسی‌‌‌های آماری «دنیای‌اقتصاد» حاکی از وابستگی بالای محصولات کشاورزی و غذایی به واردات است. روند واردات این دسته محصولات طی سال‌های اخیر همواره افزایشی بوده است. تراز تجاری محصولات کشاورزی از لحاظ ارزشی طی سال‌های اخیر همواره منفی بوده است. آمار هفت ماهه تجارت خارجی حاکی از این است که تراز تجاری بخش کشاورزی به لحاظ ارزشی ۴ میلیارد و ۷۲۰ میلیون دلار و به لحاظ وزنی ۸۴۴۳‌هزار تن منفی است. ترکیب این موضوع با تراز تجاری منفی کشور (صادرات غیرنفتی منهای واردات) در کنار مثلث تنش‌‌‌های منطقه‌‌‌ای، تحولات ژئوپلیتیک و ریسک‌‌‌های ناشی از بازگشت ترامپ می‌تواند وضعیت سختی را به واردات غذا در کشور تحمیل کند.

بررسی‌‌‌های بازوی پژوهشی مجلس نیز نشان می‌دهد میزان واردات غذا به ازای هر نفر در سال ۱۳۷۱ برابر با ۱۲۱ کیلوگرم در سال بوده است که در سال ۱۴۰۰ به حدود ۳۶۲ کیلوگرم رسیده است. هرچند مصرف برخی اقلام غذایی از جمله برنج و گوشت در چهار دهه گذشته بهبود داشته است اما این افزایش ۲۰۰ درصدی نشان‌دهنده وابستگی بالا به واردات مواد غذایی است.کاهش ارزش کالاهای صادراتی و در مقابل افزایش قیمت کالاهای وارداتی یکی دیگر از چالش‌‌‌های جدی این بخش است. این موضوع با توجه به افزایش قیمت دلار و ارز‌بری بالای واردات محصولات کشاورزی خود تهدید جدی برای امنیت غذایی کشور محسوب می‌شود.

در حال حاضر و بر اساس آمار ۷ ماهه تجارت ۱۴۰۳، ارزش واحد صادرات محصولات کشاورزی ۶۴۸ دلار و واردات ۵۸۸دلار است. همچنین بر اساس بررسی مرکز پژوهش‌‌‌های مجلس در سال ۱۳۹۰ هر کیلوگرم غذای صادر شده از ایران، ۱.۵ دلار ارز‌آوری داشته و در سال ۱۴۰۱ به حدود ۰.۶۳ دلار کاهش پیدا کرده است. در مقابل هر کیلوگرم غذای وارداتی در سال ۱۳۸۰ کمتر از ۰.۲ دلار ارزبری داشته که در سال ۱۴۰۱ به ۰.۷ دلار رسیده است. در سال ۱۴۰۱ همچنین ارزش یک کیلوگرم کالای وارداتی از ارزش یک کیلوگرم کالای صادراتی بیشتر شده است. این موضوع بیانگر تهدید جایگاه صادرات کشاورزی ایران و هزینه‌‌‌های رو به افزایش واردات مواد غذایی است. در سال ۱۴۰۲ حدود ۲۵ میلیون تن واردات محصولات کشاورزی و غذا بوده و تراز غذا در حدود ۱۶ میلیون تن کسری داشته است.

1 copy

 بررسی جزئیات تجارت محصولات کشاورزی و غذایی

بررسی‌‌‌های «دنیای‌اقتصاد» از آمار تجارت خارجی در ۷ ماهه ۱۴۰۳ نشان می‌دهد، واردات بخش کشاورزی در مجموع، ۷ میلیارد و ۳۱۸ میلیون دلار به وزن ۱۲۴۵۱‌هزار تن بوده است. این میزان واردات نسبت به مدت مشابه سال گذشته، از لحاظ ارزشی ۶‌درصد و به لحاظ وزنی ۷درصد افزایش داشته است. واردات کشاورزی در مجموع ۱۸‌درصد از سهم ارزشی کالایی واردات طی ۷ ماهه امسال را شامل می‌شود. اما ایران در ۷ ماهه امسال چه محصولات کشاورزی و از چه کشورهایی وارد کرده است. واردات ۷.۳ میلیارد دلاری بخش کشاورزی شامل محصولات حیوانی و صنایع وابسته با سهم ۱۰.۲ درصدی، انواع بذر و دانه با سهم ۳ درصدی، غلات با سهم ۲.۸ درصدی، گل و گیاه دارویی، خوراکی، زینتی و صنعتی با سهم ۱.۵ درصدی، میوه و تره‌‌‌بار با سهم ۰.۵ درصدی و خشکبار با سهم ۰.۵ درصدی در این بازه زمانی است. مبادی وارداتی بخش کشاورزی نیز شامل امارات متحده عربی با سهم ۲۸ درصدی، ترکیه با سهم ۲۱درصدی، هند با سهم ۷ درصدی، هلند با سهم ۶ درصدی، پاکستان با سهم ۰.۵ درصدی و سایر کشورها با سهم ۳۳ درصدی است.

 میزان واردات کالاهای اساسی

میزان واردات کالاهای اساسی نیز طی ۷ ماهه سال ۱۴۰۳ به ارزش ۷.۶ میلیارد دلار و ۱۳ میلیون تن است که نشان‌دهنده سهم ۱۹ درصدی از کل ارزش واردات و ۶۱درصدی از وزن واردات است. در مجموع واردات این بخش در ۷ ماهه امسال نسبت به مدت مشابه سال گذشته از لحاظ ارزشی، ۷‌درصد کاهش و به لحاظ وزنی ۷‌درصد افزایش داشته است. ذرت، کنجاله سویا، دانه سویا، روغن، برنج، گوشت گاو، شکر، جو، انواع بذر و دانه، چای و قهوه، گندم، توتون و تنباکو، حبوبات و گوشت مرغ عمده‌‌‌ترین اقلام وارداتی کشور در بازه زمانی ۷ماهه امسال هستند. مقایسه میزان ارزشی واردات طی ۷ ماهه امسال نسبت به مدت مشابه سال گذشته حاکی از این است که واردات کنجاله سویا ۴۰۹درصد، گوشت گاو ۲۸۸ درصد، شکر ۱۰۴درصد، انواع بذر و دانه ۵۸ درصد، چای و قهوه ۳۷ درصد، توتون و تنباکو ۲۱درصد، حبوبات ۲۸‌درصد و گوشت مرغ ۳۹۲‌درصد افزایش داشته است. در مقابل واردات ذرت ۲۱درصد، دانه سویا ۲۶درصد، روغن ۵۶درصد، برنج ۲۹ درصد، جو ۳۶‌درصد وگندم ۷۰‌درصد به لحاظ ارزشی در ۷ماهه امسال نسبت به سال گذشته کاهش داشته است. ارزش واحد این بخش نیز کاهش ۱۳درصدی را ثبت کرده است. محصولات حیوانی و صنایع وابسته سهم ۹ درصدی و صنایع غذایی سهم ۶ درصدی از واردات ایران از امارات به عنوان اولین مبدأ وارداتی کشور دارند. محصولات حیوانی و صنایع وابسته سهم ۱۶ درصدی و صنایع غذایی سهم ۸ درصدی از واردات از ترکیه به عنوان سومین مبدأ وارداتی کشور دارد. غلات سهم ۱۹ درصدی، محصولات حیوانی و صنایع وابسته سهم ۱۲ درصدی و صنایع غذایی سهم ۱۲ درصدی از واردات از فدراسیون روسیه به عنوان پنجمین مبدأ وارداتی کشور دارد. برنج سهم ۳۶ درصدی، گل و گیاه دارویی، خوراکی، زینتی و صنعتی سهم ۱۲ درصدی، میوه و تره‌‌‌بار سهم ۸ درصدی و صنایع غذایی سهم ۸ درصدی از واردات از هند به عنوان ششمین مبدأ وارداتی کشور دارد. محصولات حیوانی و صنایع وابسته سهم ۲۴ درصدی از واردات از هنگ‌کنگ به عنوان مبدأ بعدی وارداتی کشور دارد. محصولات حیوانی و صنایع وابسته سهم ۴۰ درصدی، انواع بذر و دانه سهم ۲۱ درصدی و صنایع غذایی سهم ۱۱ درصدی از واردات از هلند به عنوان هشتمین مبدأ وارداتی کشور دارد. محصولات حیوانی و صنایع وابسته سهم ۴۴درصدی، انواع بذر و دانه سهم ۱۲ درصدی و صنایع غذایی سهم ۱۰ درصدی از واردات از سوئیس به عنوان مبدأ نهم وارداتی کشور دارد. محصولات حیوانی و صنایع وابسته سهم ۱۹ درصدی و انواع بذر و دانه سهم ۹ درصدی از واردات از عمان به عنوان دهمین مبدأ وارداتی کشور در ۷ ماهه سال ۱۴۰۳ دارد. صادرات کشاورزی نیز در مجموع ۸‌درصد از سهم ارزشی صادرات غیرنفتی را شامل می‌شود. در ۷ماهه سال ۱۴۰۳، میزان صادرات کشاورزی ۲ میلیارد و ۵۹۷ میلیون دلار به وزن ۴۰۰۸‌هزار تن بوده است. این میزان صادرات در مقایسه با مدت مشابه سال ۱۴۰۲ از لحاظ ارزشی ۲۷‌درصد و به لحاظ وزنی، ۱۷‌درصد افزایش داشته است.

عمده‌‌‌ترین اقلام کشاورزی که ایران صادر می‌کند شامل میوه‌‌‌ و تره‌‌‌بار با سهم ارزشی ۳.۴‌درصد از کل صادرات، خشکبار با سهم ارزشی۲.۹ درصد، محصولات حیوانی و صنایع با سهم ارزشی ۱.۳درصد، گل و گیاه دارویی، خوراکی و زینتی با سهم ارزشی ۰.۴‌درصد از کل صادرات و غلات با سهم ناچیز تنها به ارزش ۱۰میلیون دلار است. مقاصد صادراتی بخش کشاورزی طی ۷ ماهه ۱۴۰۳ نیز شامل عراق با سهم ۲۶ درصدی، امارات متحده عربی با سهم ۱۶ درصدی، فدراسیون روسیه با سهم ۹ درصدی، هند با سهم ۷ درصدی، چین با سهم ۷ درصدی، پاکستان با سهم ۵ درصدی و سایر کشورها با سهم ۳۰ درصدی است.

2 copy

 خطرات محدود بودن مبادی ورود غذا

دکتر فاطمه پاسبان، پژوهشگر اقتصاد کشاورزی در گفت‌وگو با «دنیای‌اقتصاد» با بیان اینکه امنیت غذایی به معنی اطمینان از دسترسی فیزیکی و اقتصادی همه مردم به غذای کافی، مغذی و سالم در تمام اوقات برای داشتن فعالیت و زندگی سالم است، معتقد است: چهار بعد امنیت غذایی عبارت است از: «فراهم بودن غذا»، «دسترسی فیزیکی و اقتصادی به غذا»، «بهره‌‌‌مندی از غذا» و «ثبات و پایداری دریافت غذا در طول زمان». فراهم بودن غذا در مرزهای ملی از طریق تولید داخلی و واردات غذا اتفاق می‌‌‌افتد، در عین حال دسترسی فیزیکی و اقتصادی به منابع غذایی موردنیاز جامعه تابعی است از درآمد، اشتغال و قیمت که همسو با پایداری در دریافت غذاست و قس‌‌‌علی‌‌‌هذا... در اینجا لازم است بدانیم پایداری سه بعد دیگر در طول زمان در گرو این موضوع است که حتی اگر امروزه مصرف غذای مردم کافی باشد، اما به طور دوره‌‌‌ای دسترسی عمومی به غذا کافی نباشد، ما همچنان با ناامنی غذایی روبه‌روییم که این موضوع خطر بدتر شدن وضعیت تغذیه در جامعه را در پی دارد. شرایط نامساعد آب و هوایی، بی‌‌‌ثباتی سیاسی یا عوامل اقتصادی (بیکاری و افزایش قیمت مواد غذایی) ممکن است بر وضعیت امنیت غذایی جامعه تاثیر بگذارد. به طور کلی سه عامل مناقشات منطقه‌‌‌ای، اقلیم و کاهش رشد اقتصادی بر امنیت غذایی و تغذیه تاثیرگذار بوده است. امروزه درگیری و جنگ به عنوان عاملی که باعث گرسنگی جهانی می‌شود موضوعی برجسته در تحولات بخش غذا و سیاست‌‌‌های ملی و منطقه‌‌‌ای است.

به گفته این اقتصاددان بیش از ۶۰‌درصد از کسانی که از امنیت غذایی رنج می‌برند در مناطق دستخوش درگیری و جنگ زندگی می‌کنند. بر اساس ارقام جدیدی که سازمان ملل منتشر کرده است، تعداد افرادی که گرسنگی را تجربه می‌کنند در سال ۲۰۲۴ بیش از دو برابر افزایش یافته است که عمدتا به دلیل درگیری‌‌‌های جاری در غزه و سودان است. همه شواهد جهانی حاکی از آن است که «جنگ و درگیری‌‌‌های مسلحانه» می‌توانند از طریق عملیات‌‌‌های نظامی به اختلال در تولید، ذخیره‌‌‌سازی و دسترسی (فیزیکی و اقتصادی) و سلامت غذا منجر شده و بر امنیت غذایی تاثیر منفی بگذارند. اینکه کشورهای جهان به چه میزان از پیامدهای منفی جنگ اثر بپذیرند، بستگی به ساختار اقتصادی و میزان وابستگی به واردات غذا دارد. جنگ در خاورمیانه امنیت غذایی را تهدید می‌کند و علاوه بر موارد ذکر شده تشدید مناقشه خاورمیانه می‌تواند به جهش مداوم قیمت نفت، افزایش هزینه‌‌‌های تولید و حمل‌ونقل برای مواد غذایی و کود منجر شود که بر امنیت غذایی تاثیر منفی دارد.

پاسبان به متغیرهای سیاسی در بحث امنیت غذایی اشاره می‌کند و می‌‌‌گوید: برای ایران شرایط فعلی سیاسی خاورمیانه و روی کار آمدن ترامپ و سیاست‌های مقابله‌جویانه و از همه مهم‌تر ساختار اقتصادی «سیستم غذایی» کشور می‌تواند به تهدیدی بر امنیت غذایی بدل شود و ناامنی غذایی ایجاد کند. به گفته او و بر اساس اطلاعات منتشرشده تجارت محصولات کشاورزی و غذا  از سوی وزارت جهاد کشاورزی در سال ۱۴۰۲ در حدود ۲۵میلیون تن واردات محصولات کشاورزی و غذا بوده و تراز غذا حدود ۱۶میلیون تن کسری داشته است. این به معنای وابستگی کشور به غذاست که در این میان وابستگی برخی اقلام غذایی به واردات موجب نگرانی از وخامت امنیت غذایی در شرایط کنونی منطقه و کشور می‌شود به عنوان مثال بیش از ۸۰‌درصد خوراک دام و طیور از خارج کشور وارد می‌شود یا ایران یکی از واردکنندگان بزرگ دانه‌‌‌های روغنی و روغن خام در جهان است و ضریب خوداتکایی دانه‌‌‌های روغنی حدود ۱۸‌درصد است.

این اقتصاددان ادامه می‌دهد: یعنی حدود ۸۲‌درصد وابستگی به خارج وجود دارد. این وابستگی در کنار محدود بودن مبادی ورود «غذا» شکنندگی و آسیب‌پذیری مولفه‌های امنیت غذایی را دو‌چندان می‌سازد. بر اساس آمار واردات ۷ ماهه منتشر شده گمرک سال ۱۴۰۳ از ۱۴ میلیون تن واردات محصولات کشاورزی و غذا (کدهای تعرفه یک تا ۲۴) در حدود ۷۶‌درصد از ۶ کشور امارات متحده عربی (۳۲ درصد)، ترکیه (۲۵ درصد)، روسیه (۷.۶درصد)، هلند (۶.۴ درصد) و سوئیس ( ۵.۶ درصد) بوده است، یعنی شکنندگی مبادی ورودی واردات غذا که در صورت هر نوع تنش یا بحرانی یا اعمال سیاستی، امنیت غذایی کشور به خطر می‌افتد.

پاسبان در پاسخ به این سوال که حال چه باید کرد؟ رویکرد و اندیشه دولت چهاردهم برای تامین امنیت غذایی مردم چه باید باشد؟ می‌‌‌گوید: تاب‌آوری سیستم محصولات کشاورزی و مواد غذایی در برابر مخاطرات به‌خصوص مخاطرات مرتبط با تغییراقلیم، مناقشات منطقه‌ای و سایر مخاطرات بهداشتی مانند کووید- ۱۹ مهم‌ترین راهکار تامین امنیت غذایی است.

کارشناسان همچنین تاکید دارند در راستای ارتقای امنیت غذایی کشور، تمرکز بر تولید با ارزش‌‌‌افزوده بالا در بخش کشاورزی، مدیریت پایدار منابع آبی و خاکی، افزایش میزان سرمایه‌گذاری و تدوین الگوی کشت متناسب با شرایط منطقه‌‌‌ای باید در برنامه‌‌‌های توسعه و سیاستگذاری‌‌‌ها لحاظ شود. در این زمینه همچنین ضروری است ارتباطات بین‎‌‌‌المللی و داد و ستدهای مالی با کشورهای دنیا ارتقا یابد، چرا که هر نوع سرمایه‌گذاری و نوسازی تجهیزات و افزایش بهره‌‌‌وری نیازمند نقل و انتقالات مالی است.

 

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن